رد کردن لینک ها

منطقه آزاد بهشهر فرصت یا تهدید؟

شاهد این خبر بودیم که بزودی قرار است منطقه ویژه ی تجاری بندر امیر آباد به منطقه آزاد تبدیل شود.قطعا این خبر را نمی توان نه خوب و نه بد دانست.باید تمام جزئیات مورد بررسی قرار گیرد.لذا در این گزارش به بررسی جزئیات این تغییر از منظر اقتصادی خواهیم پرداخت.

چرایی تصویب مناطق آزاد

معافیت های مالیاتی و بخشودگی عوارض گمرکی را اصلی ترین تبدیل یک پورت به عنوان منطقه آزاد می دانیم.با این کار صرفه اقتصادی تجارت بین کشورهای طرف قرارداد راحتتر می شود.

با کاهش هزینه ها ، نرخ بازدهی کسب و کار ها بیشتر شده و جذب سرمایه بهتری در این مناطق صورت می پذیرد.از طرفی با توجه به امکان ثبت شرکت صد درصد خارجی در مناطق آزاد سرمایه گذاران با ریسک کمتری وارد می شود.

در این شرایط انتقال ارز به نسبت قبل آسانتر خواهد شد.چرا که گشایش اعتبار اسنادی، ثبت برات(وصولی) اسنادی و انجام حواله ارزی به منظور واردات به مناطق آزاد تجاری-صنعتی و ویژه اقتصادی از محل ارز حاصل از صادرات، حساب ارزی واردکننده و بازار دوم ارز ، پس از انجام ثبت‌سفارش و رعایت بخش اول مجموعه مقررات ارزی امکان پذیر می‌باشد.

اما در کنار این دلایل اقتصادی ، دلایل سیاسی هم بی تاثیر نیستند.نظیر وعده های زمان انتخابات و یا نزدیک شدن به انتخابات بعدی برای جلب آرای مردم.گاها دلیل سیاسی بر دلایل اقتصادی وزن بیشتری دارد و نتیجه ی کار آنطور که به نفع مردم باشد پیش نمی رود.دلیل اصلی این هم عدم تفکر سیستمی در نمایندگان می باشد.آنها فراموش کرده اند که نماینده ی شهر خود نیستند بلکه یک نماینده از کل ایران هستند.

نتیجه ی مناطق آزاد در شمال کشور

شمال کشور را بیشتر به جنبه ی تفریجی و توریستی می شناسیم.۷۰ درصد واحدهای شهرک های صنعتی سود ده نیستند.به عنوان نمونه بهشهر از دیرباز به کارخانه ی چیت سازی معروف بوده است.این خود عاملی برای جذب کارگران از شهرهای اطراف علی الخصوص دامغان بوده است.اما بنا به دلایل زیادی این کارخانه و خیلی دیگر از کارخانه ها یا ورشکست شده اند و یا سودده نیستند.

دلیل اول این است که فناوری ساخت و پیشرفت خطوط تولید بومی ، نیست.لذا پس از چند سال امکان رقابت تولید کننده داخلی با خارجی از بین می رود.به عبارتی تولید کننده همیشه نیازمند خارج از کشور هست.

دلیل دوم استانداردهای صادراتی در سطح دنیا در حال پیشرفت و سخت گیر تر شدن هستند.لذا درصد کمی از تولید کنندگان ما می توانند محصولات خود را صادر کنند.

از طرفی با توجه به کاهش ارز ریال و سیاست های فیپا (Foreign Investment Promotion and Protection Act) نمی توان انتظار جذب سرمایه در مقیاس کلان را داشت.پس از بررسی که از تعدادی سرمایه گذار و تولید کننده خارجی داشتم اظهار داشتند که حاضر به سرمایه گذاری در سوریه ، افغانستان و پاکستان هستند اما شرایط سرمایه گذاری در ایران و عدم ثبات اقصتادی ، باعث شده آنها در هیچ قالبی با ایران شراکت کنند. لازم به ذکر است پیش از کاهش ارزش پول ملی این شرکت ها در قالب لیزینگ ، BOT و ارائه تسهیلات در پروژه های بزرگ کشور شرکت داشتند.

با توجه به دلایل فوق به این نتیجه می رسیم که درصد صادرات به نسبت واردات کمتر خواهد بود.این امر باعث مصرف گرایی و افزایش فاصله طبقاتی می شود.بارز ترین مثال در این خصوص را از منطقه آزاد انزلی ذکر می کنم.در طی چند سالی که این شهر و اطراف آن به عنوان منطقه آزاد شناخته شده ، استفاده از اتومبیل های لوکس خارجی بدون پرداخت مالیات در این شهر و شهرهای اطراف بسیار زیاد شده است.این امر باعث بالا رفتن قیمت زمین و مسکن نیز شده است که زندگی برای طبقات پایینتر طبیعتا با سختی بیشتری می گذرد.این در حالی است که دهک های درآمدی بالاتر با هزینه کمتری برای واردات کالای لوکس مواجه می شوند.این در حالی است که رقم اشتغالزایی و رشد فناوری در این منطقه بسیار بسیار ناچیز است.

۳ راهکار تبدیل چالش ها به فرصت اقتصادی

اولین راهکار آماده کردن طرح های توجیهی تولیدی است.در انتخاب این طرح ها باید استراتژیک بودن طرح برای سیاست های کلان کشور ، کم بودن درصد وابستگی متریال خط تولید به خارج از کشور ، وجود بازار هدف در کشورهای همسایه و حافظ طبیعت بودن طرح را در نظر بگیریم.

سپس خدمات ممیزی برای شرکت های تولید کننده در سطح ملی انجام شود.خروجی این خدمات باید به این منتهی شود که تولیدات داخلی توانایی رقابت کیفی در سطح منطقه و علی الخصوص کشورهای حوزه دریای خزر را داشته باشد.

مرحله سوم باید دخیل کردن دهک های کم درآمد در طرح های اقتصادی باشد.دلیل اصلی کاهش ارز پول ملی ، هدایت نا مناسب نقدینگی توسط بانک مرکزی بود.اگر سرمایه گذاری سوددهی در این مناطق باشد که ریسک کم و ضمانت سود منطقی را داشته باشد ، مردم به جای خرید دلار و سکه سرمایه ی خود را به این سمت هدایت خواهند کرد.لذا باید سیستم هایی برای تجمیع سرمایه های خرد و استفاده از آنها برای توسعه ی فناوری در نظر گرفت.از معروفترین این سیستم ها در دنیا می توان به kickstarter اشاره کرد که اصطلاحا به crowd funding یا همان تجمیع سرمایه می پردازد.البته این سیستم باید قابلیت سرمایه گذاری ارزی و سوددهی ارزی هم داشته باشد.با این کار به جای جذب ۵ میلیون یورو توسط یک سرمایه گذار خارجی به راحتی می توان ۵ میلیون یورو را جذب کرد اما توسط ۱۰۰۰ نفر.که هر یک از اینها به صورت آنلاین در منطقه آزاد کشور ما اقدام به سرمایه گذاری کوچک کرده اند و در بازه های زمانی مشخص سود این افراد پرداخت شود.

مردم باید بدانند

اما اصلی ترین راهکار شفافیت در مناطق آزاد است.آمار ها باید به صورت مقطعی در اختیار عموم قرار گیرد.

مردم باید بدانند که منطقه آزاد تجاری باعث افزایش درآمد آنها و بهبود رفاه اقتصادیشان می شود یا اینکه سفره ی آنهارا تنگ تر کرده است.

مردم باید بدانند آیا قاچاقچیان از طریق مناطق آزاد و آبکش کردن کشور لباس قانونی بر تن کرده اند یا اینکه باعث رشد تولید شده است؟

مردم باید بدانند که آیا اشتغالزایی در منطقه بیشتر شده است یا اینکه صرفا مصرف گرایی در منطقه تولید را ورشکست کرده است؟

مردم باید بدانند که تسهیلات تولیدات با درصد کم در مناطق آزاد واقعا اشتغالزایی کرده است یا مفاسا حساب بیمه تقلبی رد شده است؟

مردم باید بدانند که از وجود منطقه آزاد حمایت کنند یا از نبود آن؟

مردم باید بدانند که وعده ی انتخاباتی منطقه آزاد شدن به نفع کشور است یا به ضرر آن؟

به گفتگو بپیوندید

جمع مقابل؟ *